
در دنیای پر سرعتی که تبلیغات حرف اول را میزند، جلب توجه مخاطب امری ضروری است. بسیاری از برندها برای دستیابی به این هدف، از راههای خلاقانه و گاهی جنجالی استفاده میکنند. در سال 2024، کمپینهای تبلیغاتی متعددی دیدهایم که از خطوط قرمز عبور کرده و بازخوردهای متفاوتی را گرفتند.
ما در آژانس تبلیغاتی صدای رسانه به عنوان یکی از با سابقه ترین شرکتهای تبلیغاتی در مشهد قصد داریم تا در این مقاله، به بررسی 6 نمونه از این کمپینها پرداخته و درسهایی که میتوان از آنها آموخت را بررسی خواهیم کرد.
همین حالا برای دریافت مشاوره رایگان کلیک کنید!
تبلیغات موفق، تبلیغاتی است که در ذهن مخاطب ماندگار شود. اما این ماندگاری لزوماً به معنای محبوبیت نیست. برخی از برندها برای ایجاد این ماندگاری، از ایجاد جنجال و هیاهو استفاده میکنند. اگرچه این روش ممکن است در کوتاه مدت به افزایش فروش کمک کند، اما در بلند مدت میتواند به برند آسیب برساند.
در سال 2024، شاهد چندین کمپین تبلیغاتی بودیم که با وجود خلاقیت، به دلیل جنجالآفرینی با انتقادهای زیادی روبرو شدند. این کمپینها نشان میدهند که پیدا کردن تعادل بین خلاقیت و حفظ ارزشهای برند چقدر دشوار است.
در اینجا 6 کمپین تبلیغاتی که در سال 2024 روی لبه تیغ قدم برداشتند، آورده شده است.
جنجالیترین تبلیغات 2024
-
صدای "Slurp" پات نوودل آزاردهنده است
"هیچ چیز به اندازه یک پات نوودل داغ و خوشمزه نمیتواند حس رضایت را در شما ایجاد کند"؛ این احتمالاً شعار کمپین جدید برند Unilever بود. در سال ۲۰۲۴، در بریتانیا، صدای بلعیدنِ بسیار بلند و واضح یک پات نوودل از تلویزیونها پخش شد، صدایی که قرار بود حس رضایت عمیق از خوردن این غذای لذیذ را به مخاطب منتقل کند. اما این ویژگی صوتی که با دقت طراحی شده بود تا طعم رضایتبخش محصول را نشان دهد، نتوانست نظر همه را جلب کند.
در حالی که برخی این ایده تبلیغاتی را بامزه و خلاقانه دانستند، بسیاری دیگر آن را آزاردهنده و حتی مزاحم توصیف کردند. واکنشهای منفی آنقدر زیاد بود که برند را مجبور به ایجاد نسخهای "بدون صدا" از تبلیغ کرد. با این حال، این اقدام نتوانست جنجال را به طور کامل خاموش کند.
Unilever در ادامه، با طنز خاصی، صدای بلعیدن را در تبلیغات بعدی خود کاهش داد و حتی با راهاندازی یک کمپین "عذرخواهی" طنزآمیز، سعی کرد از این موقعیت برای تقویت شهرت خود استفاده کند.
نتیجهگیری؟
میزوفونیا، این اختلال نادر باعث میشود برخی افراد به صداهای خاص، مانند صدای بلعیدن، واکنشهای عاطفی شدیدی نشان دهند. به نظر میرسد این کمپین، اگرچه جنجالی، اما موفق بوده است. لینا پورتچماوث از Unilever با طنز خاصی میگوید: "گاهی برای پختن برخی از نودلهای تخممرغی، باید چند تخممرغ را شکست!" به عبارت دیگر، گاهی برای خلق یک کمپین بهیادماندنی، باید مرزها را جابهجا کرد، حتی اگر این کار با کمی جنجال و حاشیه همراه باشد. در نهایت، این جسارت و خلاقیت بود که نام برند را بر سر زبانها انداخت و اثری ماندگار از خود به جای گذاشت.
-
بازسازی برند "Project Roar" جاگوار بیشتر شبیه به صدای گربه است
وقتی یک برند میراث خود را زیر پا میگذارد، چه اتفاقی میافتد؟ بازسازی برند جاگوار نمونهی جالبی از این موضوع است. در مسیر تبدیل شدن به یک برند لوکس تمامالکتریک، جاگوار کمپین "Project Roar" را راهاندازی کرد که در آن از تصاویر انتزاعی، متون رمزآلود و زیباییشناسی الهامگرفته از دنیای مد استفاده شده بود.
این حرکت اگرچه توجهها را جلب کرد، اما با انتقاداتی همراه شد. بسیاری معتقد بودند که این کمپین، جاگوار را از ریشههای اصیل خود در صنعت خودروسازی دور کرده و مشتریان وفادار این برند را سردرگم کرده است. در حالی که این کمپین جسورانه بود، این سوال مطرح شد که آیا واقعاً با مخاطبان اصلی جاگوار ارتباط برقرار کرده است یا خیر.
نتیجهگیری؟
این کمپین ممکن است مخاطبان اصلی برند را از خود دور کند. اما چرا یک برند خودروسازی با چنین میراثی، چنین ریسک بزرگی میکند؟ پاسخ احتمالاً در تلاش برای جذب نسل جدیدی از مشتریان و همگام شدن با تحولات صنعت خودرو نهفته است.
با این حال، سوال اینجاست: آیا این انتقال میتوانست با ظرافت و احترام بیشتری به میراث برند انجام شود؟ خودروهای کلاسیک جاگوار هنوز هم برای طرفداران پروپاقرص آن جذاب هستند، اما شاید ترکیب هوشمندانهای از گذشته و آینده میتوانست راهحل بهتری باشد.
در نهایت، این تجربه به ما یادآوری میکند که بازسازی یک برند، به ویژه برندی با میراث غنی، نیازمند تعادل دقیق بین نوآوری و احترام به ریشههاست. گاهی اوقات، جسارت بیش از حد میتواند به جای جذب مخاطبان جدید، باعث از دست دادن مشتریان وفادار شود.
-
"عزیز سیدنی" گوگل داستانسرایی با هوش مصنوعی را اشتباه میگیرد
در طول بازیهای المپیک ۲۰۲۴، گوگل با کمپین تبلیغاتی "عزیز سیدنی" سعی کرد قابلیتهای هوش مصنوعی خود، Gemini AI، را به نمایش بگذارد. در این تبلیغ، یک کودک از هوش مصنوعی برای نوشتن نامهای صمیمانه به یک ورزشکار استفاده میکرد. هدف گوگل این بود که توانایی Gemini در ایجاد محتوای احساسی و شخصیشده را برجسته کند.
با این حال، این کمپین با موجی از انتقادات مواجه شد. منتقدان استدلال کردند که این تبلیغ نه تنها خلاقیت واقعی انسان را تضعیف میکند، بلکه نقش هوش مصنوعی را بیش از حد بزرگنمایی کرده است. بسیاری از مردم نگران بودند که چنین تبلیغاتی ممکن است کودکان را تشویق کند تا به جای یادگیری مهارتهای اساسی مانند نوشتن، به طور کامل به فناوری وابسته شوند. اعتراضات عمومی آنقدر شدید بود که گوگل در نهایت مجبور به حذف این تبلیغ شد.
نتیجهگیری:
تبلیغات مرتبط با هوش مصنوعی باید تعادل ظریفی بین نمایش نوآوریهای فناوری و حفظ اصالت انسانی برقرار کنند. این اتفاق نشان داد که مردم نسبت به جایگزینی مهارتهای انسانی با هوش مصنوعی حساسیت زیادی دارند، بهویژه زمانی که پای کودکان در میان باشد. بسیاری معتقدند که کودکان باید ابتدا یاد بگیرند چگونه بنویسند و فکر کنند، قبل از اینکه به ابزارهای هوش مصنوعی به عنوان میانبر متوسل شوند.
این رویداد همچنین نشان داد که اینترنت و جامعه به طور کلی نسبت به تبلیغاتی که ممکن است ارزشهای انسانی را زیر سوال ببرند، واکنش شدیدی نشان میدهند. گوگل با این کمپین قصد داشت نوآوری خود را به نمایش بگذارد، اما در عوض، بحثهای داغی دربارهی نقش هوش مصنوعی در زندگی روزمره و آیندهی آموزش ایجاد کرد.
چه اتفاقی افتاد؟ اینترنت از تبلیغ هوش مصنوعی المپیک گوگل متنفر بود. این یک درس مهم برای برندهاست: هنگام معرفی فناوریهای پیشرفته، باید به دغدغههای اخلاقی و فرهنگی جامعه توجه کنند.
-
تبلیغ کریسمس کوکاکولا با هوش مصنوعی
کوکاکولا در یک حرکت جسورانه، از هوش مصنوعی برای خلق یک تبلیغ کریسمس استفاده کرد که در آن یک زمستان افسانهای و فوقالعاده واقعی به تصویر کشیده شد و پیامهای شخصیسازیشده برای بینندگان ارائه گردید. این تبلیغ، بازسازی مدرنی از کمپین کلاسیک و محبوب "تعطیلات در راه است" بود که دهههاست به نمادی از جشن کریسمس تبدیل شده است. کوکاکولا با این اقدام، یک سرمایه برند بزرگ را به بازی گرفت.
اگرچه این تبلیغ از نظر فناوری نوآورانه بود، اما برخی بازاریابان و منتقدان آن را به دلیل احساس سرد و بیروح بودنش مورد انتقاد قرار دادند. بسیاری احساس کردند که جادوی کریسمس و لمس انسانی که کوکاکولا همواره برای آن شناخته شده بود، در این نسخه هوش مصنوعی محور کمتر به چشم میخورد. با این حال، سوال اصلی اینجاست: آیا مخاطبان واقعاً متوجه این تفاوت شدند یا اصلاً برایشان مهم بود؟ یا اینکه صرفاً خوشحال بودند که نمادهای آشنا و دوستداشتنی کوکاکولا را دوباره میبینند؟
نتیجهگیری:
کوکاکولا این کار را انجام داد و به نظر میرسد مردم از بازسازی کریسمس کلاسیک این برند با کمک هوش مصنوعی استقبال کردند. البته، برخی نقصهای بصری در این تبلیغ وجود داشت، اما این سوال مطرح میشود که آیا برند دیگری میتوانست چنین ریسکی کند و بازخورد مثبت مشابهی دریافت کند؟
در نهایت، این تجربه نشان داد که هوش مصنوعی میتواند به عنوان یک ابزار قدرتمند در بازسازی کمپینهای کلاسیک عمل کند، اما موفقیت آن به میزان وفاداری مخاطبان به برند و نحوه استفاده از این فناوری بستگی دارد. کوکاکولا با تکیه بر میراث غنی خود و نمادهای آشنا، توانست این تغییر را با موفقیت مدیریت کند. شاید این یک درس مهم برای سایر برندها باشد: اگر میخواهید از هوش مصنوعی استفاده کنید، مطمئن شوید که قلب و روح برندتان در آن حفظ شده است.
و در نهایت باید بگیم که مردم واقعاً بازسازی کریسمس کلاسیک کوکاکولا با هوش مصنوعی را دوست داشتند!
-
کمپین "Crush" اپل
اوه نگاه کنید، فناوری بزرگ دوباره اشتباه میکند.
کمپین "Crush" اپل، که برای تبلیغ آخرین آیپد طراحی شده بود، با استفاده از یک پرس هیدرولیک، وسایل خانگی و ابزارهای سرگرمی مختلف را خرد میکرد تا نشان دهد که همهی این ویژگیها در یک دستگاه جمعآوری شدهاند. اگرچه جلوههای بصری این تبلیغ چشمگیر و جذاب بودند، اما واکنشها به آن چندان مثبت نبود.
منتقدان این کمپین را بیش از حد خشن و جنجالی توصیف کردند و بحثهایی دربارهی اخلاقیات تبلیغاتی که تخریب را برای فروش محصولات ترویج میدهند، به راه افتاد. علاوه بر این، بسیاری از مخاطبان احساس کردند که این تبلیغ به احساسات دلبستگیشان به وسایل شخصی بیاحترامی کرده است. به عنوان مصرفکننده، ما اغلب به محصولات خود وابستگی عاطفی داریم و ممکن است چیزهای واقعی را بیشتر از نسخههای دیجیتالیشان دوست داشته باشیم.
نتیجهگیری:
اپل باید درک کند که به عنوان قدرتمندترین شرکتهای جهان، در فضایی از بیاعتمادی فزاینده به فناوری و هوش مصنوعی فعالیت میکند. مردم به زمینه و انگیزههای پشت خلاقیتهای تبلیغاتی توجه میکنند. حمایت از نوآوری و خلاقیت نیازی به قربانی کردن گذشته یا بیاحترامی به احساسات مخاطبان ندارد.
این کمپین به اپل یادآوری کرد که حتی قدرتمندترین برندها نیز باید در تبلیغات خود تعادل را رعایت کنند. گاهی اوقات، سادگی و احترام به ارزشهای انسانی میتواند تأثیر بیشتری داشته باشد تا جلوههای بصری خیرهکنندهای که ممکن است پیام اشتباهی را منتقل کنند.
در نهایت، این تجربه نشان داد که اپل باید بیشتر مراقب باشد: خلاقیت و نوآوری نباید به قیمت از دست دادن ارتباط عاطفی با مخاطبان تمام شود.
-
"سوگند مجردی" بامبل شرمآور است
کمپین اخیر "حرکات آغازین" بامبل، که شامل یک بیلبورد با مضمون مجردی بود، واکنشهای شدیدی به ویژه از سوی زنان برانگیخت. بسیاری این تبلیغ را نامناسب و خارج از هویت برند بامبل دانستند. استراتژیستها و مدیران خلاق به زمانبندی نامناسب این کمپین اشاره کردند، چرا که این تبلیغ همزمان با بحثهای گسترده دربارهی ایمنی زنان و درست پس از معرفی ویژگی "اشتراکگذاری قرار ملاقات" ایمنیمحور توسط رقیبش، تندر، منتشر شد.
زاویهی مجردی این کمپین، همراه با حذف ویژگی "پیام اول زنان" توسط بامبل، از سوی بسیاری به عنوان بیاحترامی به پیامهای حمایتی تاریخی این برند تلقی شد. بامبل که همواره به عنوان پلتفرمی برای توانمندسازی زنان شناخته میشد، با این حرکت به نظر میرسید که از ارزشهای اصلی خود فاصله گرفته است.
نتیجهگیری:
انتقاد، دنیا را به آخر نمیرساند! با وجود خشم اولیه، عذرخواهی بامبل به دلیل تواضع و همدلی مورد ستایش قرار گرفت و نشان داد که حتی اشتباهات بزرگ نیز میتوانند فرصتی برای بازسازی اعتماد و ارتباط با مخاطبان باشند. بامبل با پذیرش اشتباه خود و نشان دادن تمایل به یادگیری از آن، توانست بخشی از اعتبار خود را بازیابد.
متاسفم، متاسف نیستم: اجازه ندهید تبلیغات ناموفق مانند این، پیشگامان را از ریسکپذیری و خلاقیت منصرف کند. بحثهای مربوط به این کمپینها چالشهایی را که تبلیغکنندگان در پیمایش خط باریک بین ریسک خلاقانه و پذیرش عمومی با آن مواجه هستند، برجسته میکند. در حالی که مفاهیم جسورانه اغلب منجر به جلب توجه بیشتر میشوند، اما در صورت عدم موفقیت، میتوانند واکنشهای منفی شدیدی ایجاد کنند.
این تجربه به برندها یادآوری میکند که در اجرای کمپینهای خلاقانه، باید به هویت برند، ارزشهای مخاطبان و زمانبندی توجه ویژهای داشته باشند. گاهی اوقات، یک اشتباه میتواند به یک درس ارزشمند تبدیل شود و حتی فرصتی برای تقویت رابطه با مخاطبان فراهم کند. کلید موفقیت، توانایی یادگیری از اشتباهات و نشان دادن صداقت و همدلی در مواجهه با انتقادات است.
همه خوب میدانیم که جلب توجه مخاطب به هر قیمتی ممکن است وسوسهانگیز باشد، اما درسهای سال ۲۰۲۴ به ما نشان داد که خلاقیت و جسارت بدون در نظر گرفتن ارزشهای برند و احساسات مخاطبان میتواند به جای موفقیت، جنجال و بیاعتمادی به همراه داشته باشد. از صدای بلعیدن آزاردهندهی پات نوودل Unilever تا کمپین جنجالی "Crush" اپل و تبلیغات هوشمحور گوگل و کوکاکولا، همهی این کمپینها یک پیام مشترک داشتند: تعادل بین نوآوری و احترام به مخاطب کلید موفقیت است.
برندها باید به یاد داشته باشند که تبلیغات تنها ابزاری برای فروش نیستند، بلکه بازتاب هویت و ارزشهای آنها هستند. اشتباهات میتوانند اتفاق بیفتند، اما نحوهی برخورد با آنها است که تفاوت ایجاد میکند. عذرخواهی صادقانه، یادگیری از انتقادات و بازگشت به اصول اصلی برند میتواند حتی از یک جنجال بزرگ، فرصتی برای تقویت رابطه با مخاطبان ایجاد کند.
در نهایت
تبلیغات موفق تبلیغاتی هستند که نه تنها در ذهن مخاطب ماندگار میشوند، بلکه احترام و اعتماد او را نیز جلب میکنند. سال ۲۰۲۴ به ما آموخت که خلاقیت بدون مسئولیتپذیری میتواند به جای جلب توجه، باعث دوری مخاطبان شود. برندها باید همواره به این سوال پاسخ دهند: آیا این کمپین علاوه بر جلب توجه، ارزشهای ما را نیز به درستی منتقل میکند؟
در این مطلب از صدای رسانه تلاش کردیم تا از کمپین هایی بگیم که جزئیات و ویژگیهای این کمپین ها میتوانست برای هر برندی گران تمام شود. طراحی و اجرای کمپین تبلیغاتی نیاز به تجربه و تخصص دارد و اگر به طور دقیق مورد بررسی و توجه قرار نگیرد عواقب زیادی میتوند در پی داشته باشد. نکته قابل تامل این است که حتما در اجرای کمپینهای تبلیغاتی خود از شرکتهای مجرب و با سابقه مشورت بگیرید یا کمپین را به افراد و مجموعههای معتبر بسپارید.
هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.