بازاریابی ویروسی (وایرال مارکتینگ) چیست؟|نمونه‌های موفق وایرال مارکتینگ

بازاریابی ویروسی (وایرال مارکتینگ) چیست؟|نمونه‌های موفق وایرال مارکتینگ

فهرست


اگر از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنید، حتماً با واژه وایرال(Viral)  آشنا هستید. این کلمه به معنای «ویروسی» است و به خاطر سرعت بالای انتشار ویروس‌ها به کار می‌رود. زمانی که یک ویدیو، پست یا محتوای دیگر به سرعت و به‌طور گسترده در شبکه‌های اجتماعی منتشر شود، به اصطلاح می‌گویند آن محتوا وایرال شده است.

فرض کنید موضوع وایرال شده مرتبط با اطلاعات یک محصول، خدمات یا حتی برند باشد. در این صورت، مفهوم بازاریابی ویروسی(Viral Marketing) مطرح می‌شود. به عبارت دیگر، بازاریابی ویروسی یک استراتژی تجاری است که در آن محتوای جذاب و ارزشمندی که بر اساس اهداف بازاریابی تنظیم شده، به‌صورت ویروس‌وار از فردی به فرد دیگر در شبکه‌های اجتماعی منتقل می‌شود.

بازاریابی ویروسی یا وایرال مارکتینگ، روشی است که در آن یک ایده، محصول یا خدمت مثل ویروس، به سرعت و به صورت تصاعدی در بین افراد منتشر می‌شود. تصور کنید یک ویدیو خنده‌دار، یک چالش جذاب یا یک خبر هیجان‌انگیز، مثل آتش در شبکه‌های اجتماعی پخش می‌شود و همه را به خود مشغول می‌کند. این همان اتفاقی است که در بازاریابی ویروسی رخ می‌دهد.

آژانس تبلیغاتی صدای رسانه در مشهد  در این مقاله، شما را با دنیای هیجان‌انگیز بازاریابی ویروسی آشنا می‌کند. از تاریخچه و انواع مختلف آن گرفته تا تکنیک‌هایی که باعث می‌شوند محتوای شما مثل ویروس پخش شود. همچنین، به بررسی مزایا و معایب این روش پرداخته و چندین نمونه موفق از کمپین‌های وایرال را برایتان مثال می‌زنیم.


وایرال مارکتینگ یا همان بازاریابی ویروسی چیست؟

بازاریابی ویروسی یک روش جذاب در دنیای تبلیغات است که به نوعی به قدرت مخاطب تکیه دارد. در واقع، وقتی یک برند تصمیم می‌گیرد کمپین تبلیغاتی خود را راه‌اندازی کند، هدفش این است که نظر کاربران را جلب کند. اینکه آیا افراد محتوای کمپین را با دیگران به اشتراک می‌گذارند یا نه، کاملاً بستگی به تمایل و علاقهٔ خودشان دارد.

این شیوه به برندها کمک می‌کند تا بدون نیاز به هزینه‌های کلان، محتوای خود را به سرعت در دسترس جمعیت گسترده‌تری قرار دهند. به همین خاطر، بسیاری از افراد با برند آشنا می‌شوند و به آن علاقه‌مند می‌شوند. در نهایت، این فرایند می‌تواند به افزایش آگاهی از برند و جذب مشتریان جدید منجر شود و در نهایت فروش بیشتری را برای برند به ارمغان آورد.

با توجه به اینکه شبکه‌های اجتماعی بستری فوق‌العاده برای به اشتراک‌گذاری سریع محتوا فراهم می‌کنند، بازاریابی ویروسی بیشتر در این فضا به تحقق می‌پیوندد. بنابراین، برندها  باید تلاش کنند تا با ایجاد محتوایی جذاب و تأثیرگذار، مخاطب را به اشتراک‌گذاری آن ترغیب کنند و به این ترتیب زنجیره‌ای از انتشار محتوا ایجاد کنند.

 

تاریخچه بازاریابی ویروسی

به طور دقیق مشخص نیست که اصطلاح بازاریابی ویروسی اولین بار از کجا نشات گرفته است. در سال ۱۹۹۶، فردی به نام جفری ریپورت که یکی از اعضای هیئت علمی دانشکده تجارت هاروارد بود، در مقاله‌ای که برای «Fast Company» نوشته بود، از این اصطلاح استفاده کرد.

در همان سال، یک شرکت استارتاپی کوچک به نام «Hotline»، برای تبلیغ سرویس ایمیل جدید خود به نام «Hotmail»، بودجه کافی نداشت و به همین دلیل به دنبال روشی با هزینه کم برای تبلیغ سرویس جدید خود بود. از این رو تصمیم گرفت در تمامی ایمیل‌های خود عبارت «Hotmail رایگان خود را در www.hotmail.com دریافت کنید» را اضافه کند. با این روش افراد بسیاری با این سرویس آشنا شدند و در عرض یک سال، تعداد کاربران سرویس «Hotmail»، از ۲۰هزار نفر به بیش از ۱میلیون نفر رسید

 

اهمیت بازاریابی ویروسی

 

چه چیزهایی باعث وایرال‌شدن می‌شوند؟

  • وجهه و اعتبار اجتماعی

این اصل به این نکته اشاره دارد که وقتی مردم درباره محصول یا خدمت شما صحبت می‌کنند، چه تاثیری بر تصویر آن‌ها دارد؟ آیا اعتبارشان افزایش می‌یابد یا آسیب می‌بیند؟ معمولاً افراد تمایل دارند باهوش و آگاه به نظر برسند و به همین دلیل، تلاش می‌کنند محتوایی را با دیگران به اشتراک بگذارند که وجهه‌شان را خراب نکند.

 

  • محرک‌ها

وقتی مردم درباره شما صحبت می‌کنند، شما به نوعی به اصطلاح «وایرال» می‌شوید. برای این کار نیاز به محرک‌هایی دارید که یادآور شما باشند. لازم نیست فقط به فکر طراحی یک پیام خاص باشید، بلکه باید بفهمید چه چیزی باعث می‌شود مخاطب دوباره شما را در خاطر داشته باشد. به موضوعاتی تکیه کنید که در زندگی روزمره برای مردم شناخته شده است؛ مثل یک علامت یا نشانه، که با دیدن آن به یاد شما بیفتند.

 

  • احساسات

انسان‌ها به احساسات خود اهمیت می‌دهند و با به اشتراک‌گذاری آن‌ها سعی در ارتباط برقرار کردن دارند. به جای تمرکز بر ویژگی‌ها، بهتر است احساساتی را تحریک کنید که مخاطبان را به اقدام و اشتراک‌گذاری پیام شما وادار کند. این احساسات باید به نحوی باشد که آن‌ها را به عمل ترغیب کند.

 

  • عیان و آشکار

ما به طور طبیعی تمایل داریم از دیگران تقلید کنیم. وقتی می‌بینیم که تعداد زیادی شهروند عادی از محصول شما استفاده می‌کنند یا در کمپین شما شرکت دارند، احتمال بیشتری وجود دارد که ما هم به آن‌ها بپیوندیم. بنابراین، به جای پنهان‌شدن از چشم عمومی، باید در معرض دید باشید؛ هرچه بیشتر مردم ببینند که دیگران از شما استفاده می‌کنند، شانس پیوستن آن‌ها به صف شما بیشتر می‌شود.

 

  • مفید و کاربردی

مردم عاشق اشتراک‌گذاری اطلاعات مفید و کاربردی هستند. هرچه ارزش و کاربرد محتوای شما بیشتر باشد، احتمال شیوع آن بالاتر خواهد رفت. کمک به دیگران با وجهه اجتماعی آن‌ها نیز ارتباط دارد و باعث می‌شود خوب به نظر برسند. به عنوان مثال، افراد معمولاً کدهای تخفیف را با دوستانشان به اشتراک می‌گذارند تا همه از آن بهره‌مند شوند.

 

  • داستان‌ها

داستان‌گویی از دیرباز ابزاری قدرتمند به شمار می‌آید. مردم به شنیدن و به اشتراک‌گذاری داستان‌ها علاقه دارند، زیرا این کار درک موضوعات پیچیده را آسان‌تر می‌کند. داستان‌ها به راحتی درباره شما صحبت کردن را امکان‌پذیر می‌سازند و به نظر نمی‌رسد که تبلیغ مستقیم باشند. از آنجا که زیرسوال بردن یک داستان مشکل‌تر از نقد تبلیغ است، این روش می‌تواند تأثیر به‌سزایی بر برند شما داشته باشد.

 

انواع بازاریابی ویروسی

بازاریابی ویروسی ارگانیک یا کنترل‌شده؟ بیایید اول تعریف هرکدام را بررسی کنیم و بعد تصمیم بگیرید:

  • ارگانیک

ویژگی اصلی این روش این است که بدون دخالت کسب‌وکار و با انتخاب شخص کاربر، به‌شکل تصاعدی، منتشر می‌شود. فقط کافی‌ است نظر مخاطب را جلب و او را با کمپین درگیر کنیم.

بیایید یکی از مثال‌های جالب این نوع را بررسی کنیم:

در میان مسابقه‌ای که دو تیم فوتبال آمریکایی رقابت سختی داشتند، برای ۳۴ دقیقه برق استادیوم رفت. برند بیسکویت اوریو (Oreo) سریع دست‌به‌کار شد و یک توییت منتشر کرد: «برق رفت؟ اشکالی نداره.»

این توییت ۱۰۰۰۰ بار ری‌توییت شد و ۱۸۰۰۰ بار هم لایک خورد!

این شکل از بازاریابی ویروسی بدون برنامه‌ریزی قبلی است.

یک نمونه بازاریابی ویروسی در ایران که معمولاً به‌شکل ارگانیک وایرال می‌شود، توییت‌هایی‌ است که برند فیروز نه‌تنها با آن‌ها، آگاهی از برند خود را افزایش داد، بلکه از خود برندی دوست‌داشتنی ساخت.

یکی دیگر از مدل‌های آن هم تبلیغات مقایسه‌ای است که در اغلب اوقات مثل ویروس پخش می‌شوند. کافی است برندی به یک برند دیگر طعنه بزند تا یک سروصدای عجیبی حول این قصه شکل بگیرد.

 

انواع بازاریابی ویروسی

 

  • برنامه ریزی شده

بازاریابان بر این نوع کمپین کنترل دارند و با تعیین اهدافی که می‌خواهند به آن برسند، برای آن برنامه‌ریزی می‌کنند. در این روش، امکان بررسی نتایج هم وجود دارد.

ابزار کنفرانس تصویری زوم (Zoom) در زمان پاندمی کرونا، مسابقه‌ای برگزار کرد و از کاربران خواست با استفاده از امکان پس‌زمینۀ مجازی اپلیکیشن، عکس و ویدئوهایی به اشتراک بگذارند.

به برندگان این مسابقه، جوایزی هم داده می‌شد. بیش از ۵۰۰۰۰ نفر در این مسابقه شرکت کردند. بسیاری از آن‌ها کاربران جدیدی بودند که با باخبرشدن از وجود چنین رقابت و چنین ابزاری، به نصب این برنامه ترغیب شدند.

همان طور که مشاهده کردید، پشت این کمپین یک برنامه‌ریزی پنهان است؛ کسب‌وکار سعی می‌کند به‌گونه‌ای، مخاطب را به‌سمت انتشار ویروس هدایت کند.

 

پیشنهاد ما این است که از افراد و مجموعه‌های متخصص در زمینه تبلیغات اینستاگرامی استفاده کنید. یکی از این مجموعه‌های متخصص، آژانس تبلیغاتی صدای رسانه است که سابقه بسیار زیادی در زمینه برگزاری کمپین‌های مختلف از جمله کمپین‌های تبلیغاتی اینستاگرامی دارد و می‌تواند صفر تا صد خدمات کمپین تبلیغاتی، تبلیغات و تولید محتوا اینستاگرام را برای کسب و کارهای مختلف انجام بدهد.

 

استراتژی‌های بازاریابی ویروسی یا وایرال مارکتینگ

در بازاریابی ویروسی به دنبال تولید محتوایی هستیم که مردم آن را به اشتراک بگذارند. برای انجام این کار استراتژی‌های مختلفی وجود دارد که در ادامه با مهم‌ترین و کاربردی‌ترین آن‌ها آشنا خواهید شد.

 

  • شبکه‌های اجتماعی

یکی از قدرتمندترین استراتژی‌های وایرال مارکتینگ، استفاده از شبکه‌های اجتماعی است. در دنیای امروز، کاربران به‌طور گسترده از پلتفرم‌هایی مثل توییتر، اینستاگرام، یوتیوب و فیسبوک بهره می‌برند و این رسانه‌ها به مکان‌های ایده‌آلی برای انتشار محتوای ویروسی تبدیل شده‌اند. وقتی که یک محتوا، چه به شکل عکس باشد یا ویدئو، در این شبکه‌ها به اشتراک گذاشته می‌شود، اگر جذابیت کافی داشته باشد، شانس بالایی برای وایرال شدن پیدا می‌کند.

تصور کنید که محتوای شما به مثابه یک ویروس مثبت عمل می‌کند؛ در حالی که کاربران آن را به دوستان و دنبال‌کنندگان خود منتقل می‌کنند، شاهد ایجاد یک موج عظیم از تعامل و اشتراک‌گذاری خواهید بود. در این فضا، هر کلیک، هر لایک و هر کامنت می‌تواند سرآغاز یک حرکت بزرگ باشد و اینجاست که قدرت واقعاً نمایان می‌شود!

 

  • ویدئو

استفاده از ویدئو برای تولید محتوا یکی از مؤثرترین استراتژی‌های بازاریابی ویروسی به شمار می‌رود. بر خلاف متن و عکس، ویدئو این امکان را دارد که محصول یا خدمات مورد نظر را به‌طور جامع و جذاب معرفی کند، در نتیجه مخاطب بهتر با آن آشنا می‌شود.

به‌طور کلی، ویدئوها محبوبیت بیشتری دارند و برای مخاطبان جذاب‌تر از عکس و متن به نظر می‌رسند. برای اینکه تأثیرگذاری ویدئو بیشتر شود، باید به‌صورت خاص و سرگرم‌کننده طراحی شود تا احساسات بیننده را برانگیزد و او را ترغیب کند که این ویدئو را با دوستان و آشنایانش به اشتراک بگذارد. در واقع، یک ویدئوی خوب می‌تواند به‌یک‌باره سرگرمی و اطلاعات را به مخاطب منتقل کند و او را تبدیل به یک سفیر رایگان برای برند شما کند!

 

  • جایزه و مسابقه

برگزاری یک مسابقه یا ارائه یک جایزه ویژه با نام برند شما، می‌تواند به‌عنوان یکی از بهترین استراتژی‌های بازاریابی ویروسی ظهور کند. وقتی افراد برای برنده شدن در یک مسابقه ترغیب می‌شوند، به‌صورت طبیعی محتوای شما را به اشتراک می‌گذارند تا شانس خود را افزایش دهند و این کار باعث می‌شود برند یا محصول جدید شما به سرعت وایرال شود.

اگر مسابقه مدت‌زمان بیشتری ادامه یابد، میزان اشتراک‌گذاری محتوا نیز بیشتر خواهد بود و تأثیر آن به طرز چشمگیری افزایش می‌یابد. به عبارت دیگر، با ایجاد یک جو هیجان‌انگیز و رقابتی، می‌توانید توجه بیشتری را به سمت برند خود جلب کنید و آن را در ذهن مخاطبان ماندگار کنید!

 

  • محتوای سریالی

محتوای سریالی باعث ایجاد ارتباط عمیق‌تری میان کاربر و کمپین شما می‌شود. به همین دلیل، بهتر است به جای استفاده از محتواهای یک‌بارمصرف، از مجموعه‌ای از محتوا که به‌صورت متوالی تولید و منتشر می‌شوند، بهره ببرید. این روش می‌تواند تأثیر بیشتری داشته باشد و کاربران را ترغیب کند که بارها و بارها به سراغ محتوای شما بیایند و به آن علاقه‌مند شوند.

 

  • ساخت محتوای آمیخته با طنز

محتواهایی که حاوی حس طنز هستند، معمولاً بیشتر توجه مخاطبان را جلب می‌کنند. به همین دلیل، استفاده از این استراتژی می‌تواند بسیار اثربخش باشد. به‌عنوان مثال، یک ویدئوی تبلیغاتی خنده‌دار و خلاقانه می‌تواند به‌راحتی میزان اشتراک‌گذاری بالایی کسب کند و آگاهی از برند شما را در سطحی بالا ببرد که تبلیغات دیگر قادر به انجام آن نخواهند بود.

 

تکنیک‌های وایرال شدن

 

وایرال‌شدن همیشه اتفاقی نیست؛

 8 تکنیک را برای وایرال شدن با شما در میان می‌گذاریم

در این بخش، دربارهٔ تکنیک‌هایی صحبت می‌کنیم که به درد اجرای کمپین‌های بازاریابی ویروسی می‌خورند؛ بعضی محرک به حساب می‌آیند و برخی هم احساس مخاطب را درگیر می‌کنند.

1.هدیه‌دادن

بحث در مورد یک محصول یا برند در بازاریابی ویروسی از اهمیت بالایی برخوردار است. هدیه‌دادن روشی مؤثر برای ترغیب مردم به گفت‌وگو درباره برند و تشویق دیگران به تعامل با آن است. مردم به گرفتن تخفیف‌، جایزه و هدیه بسیار علاقه‌مند هستند و برندها با ارائه چنین تخفیف‌هایی یا ارسال هدایایی برای مشتریان خاص می‌توانند علاقه آن‌ها را به خود جلب کرده و مباحثه درباره برند را افزایش دهند.

مثلاً همان کمپین زوم را به یاد بیاورید: یک جایزه و مسابقه باعث شد که نام این اپلیکیشن مانند ویروس کرونا به همه‌جا سرایت کند.

 

2.تولید محتواهای تعاملی و جذاب

محتوا باید به نحوی طراحی شود که مخاطب را جذب کرده و غافلگیر کند، احساسات او را درگیر و حس خوبی به وی منتقل کند؛ و این احساس مثبت در نهایت باعث می‌شود افراد بیشتری آن را به اشتراک بگذارند. استفاده از محتواهایی مثل کوییزهای سفارشی‌سازی‌شده در شبکه‌های اجتماعی، میم‌های جالب، اینفوگرافیک‌های آموزشی و پازل‌ها، از جمله تکنیک‌های مؤثر در بازاریابی ویروسی هستند.

این نوع محتوا به‌دلیل سهولت دانلود و اشتراک‌گذاری و همچنین کاربرد و مزایای آن، با احتمال بیشتری وایرال می‌شود. ویدئو نیز یکی از محتواهای تعاملی است و به‌واسطه داستان‌گویی و توانایی برقراری ارتباط عمیق با مخاطب، عموماً بازدید و طرفداران بیشتری دارد و نقش مهم‌تری در جذب توجه ایفا می‌کند.

 

3.ویدئوهای سرگرم‌کننده

ایجاد یک تجربه احساسی (مانند خوشحالی یا شگفت‌زدگی) از محصول به‌صورت بصری، تأثیر عمیق‌تری بر روی مخاطب می‌گذارد. وقتی او یک داستان جذاب و متناسب با برند را می‌بیند، با دریافت اطلاعات مناسب و دعوت به تعامل، بیشتر از هر نوع دیگری از محتوا، با ویدئو درگیر می‌شود و تمایل بیشتری به اشتراک‌گذاری آن دارد.

احتمالاً کمپین ویدئویی دیوار را به‌ خاطر دارید. آن کمپین به‌دلیل جذابیت، منحصربه‌فردبودن و غافل‌گیری، وایرال و به یک نوع موفق از نمونه بازاریابی ویروسی در ایران تبدیل شد.

 

4.عنوان و متن تبلیغ غیرمتعارف

دیوید اگیلوی، مدیر تبلیغاتی انگلیسی، معتقد است که تعداد افرادی که عنوان یک تبلیغ را می‌خوانند، پنج برابر بیشتر از کسانی است که به متن اصلی توجه می‌کنند؛ این نکته اهمیت عنوان را نشان می‌دهد. با استفاده از عنوان‌هایی عجیب و غیرمتعارف، می‌توانید توجه مخاطب را به تبلیغ جلب کنید.

تمرکز بر نیازها و احساسات عمیق مخاطب راهکاری است که می‌تواند عنوان و متن تبلیغ را جذاب‌تر کرده و تعامل بیشتری ایجاد کند. وقتی عنوان یا متن تبلیغ شما خاص باشد، بیشتر در ذهن مخاطب می‌ماند و حتی ممکن است باعث شود که درباره آن صحبت کنند.

مثل بنرهای تبلیغاتی شیپور که نه‌تنها در سطح شهر، توجه افراد را جلب کردند، بلکه بارها در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شدند.

 

5.تبلیغ‌های پارتیزانی

در پارک قدم می‌زنید و به چمدانی بسیار بزرگتر از حد معمول برخورد می‌کنید! بر روی چمدان، یک اسم یا لوگوی آشنا یا ناآشنا می‌بینید. از این چمدان بزرگ و عجیب عکس یا فیلم می‌گیرید و آن را در صفحه شخصی‌تان منتشر می‌کنید.

در این موقعیت، شما از قصد و نیت کسب‌وکار بی‌خبر هستید و به‌طور ناخودآگاه درگیر کمپین بازاریابی ویروسی آن‌ها می‌شوید. این بی‌خبری موجب می‌شود که این "ویروس" را به سایر دوستان‌تان نیز منتقل کنید.

 

6.همکاری با اینفلوئنسرها

اینفلوئنسرها به‌دلیل اعتمادی که بین مخاطبان خود ایجاد کرده‌اند، نقش مهمی در دیده‌شدن برند و افزایش اعتبار آن دارند. وقتی که تعداد زیادی از اینفلوئنسرهای یک حوزه یا پلتفرم اجتماعی از ویژگی‌های مثبت یک محصول یا برند صحبت کنند، یک همهمه و شور و شوق ایجاد می‌شود.

بهتر است بگوییم که شما می‌توانید کمپین بازاریابی ویروسی خود را با کمک اینفلوئنسرها تقویت کنید. برای این منظور، چند روش وجود دارد:

  1. ارائه کد تخفیف اختصاصی به اینفلوئنسرها تا آن را با مخاطبان‌شان به اشتراک بگذارند.

  2. ساخت محصول مشترک با اینفلوئنسرها که آن‌ها بتوانند درباره‌اش تبلیغ کنند.

  3. دعوت از آن‌ها به ایونت‌های خود.

  4. اجرای کمپین بازاریابی ارجاعی از طریق اینفلوئنسرها.

  5. برگزاری مسابقه با همکاری اینفلوئنسرها.

این روش‌ها می‌توانند به گسترش دسترسی و افزایش تعامل مخاطبان با برند شما کمک کنند.

 

7.روابط‌عمومی

اوایل جنگ روسیه و اوکراین، زمانی که میلیون‌ها اوکراینی خانه و معیشت خود را از دست داده بودند، روابط‌عمومی شرکت اقامتی اربی‌ان‌بی (Airbnb) اعلام کرد که آماده است مسکن را به‌صورت رایگان به پناهندگان ارائه دهد. این اقدام در کشورهای اروپایی سروصدایی به‌پا کرد و بسیاری از افراد نیز برای اجارۀ مسکن به‌صورت رایگان داوطلب شدند.

هدف کمپین‌های روابط‌عمومی (PR) این است که در وب‌سایت‌های خبری پربازدید توجه زیادی جلب کند و همچنین روشی بسیار مؤثر برای برقراری ارتباط با مخاطبان و پیشبرد بهتر و سریع‌تر امور کسب‌وکار شما باشد.

 

8.داستان‌سرایی

گفتیم که انسان‌ها شیفتۀ داستان‌اند. داستان‌سرایی علاوه‌ بر جذب مخاطب، او را بیشتر با محتوا درگیر کرده و به احساسات عمیق‌تر او دسترسی پیدا می‌کند و بیشتر در ذهن می‌‌ماند. داستان‌ها می‌توانند تعامل و نرخ تبدیل شما را افزایش دهند.

مثلاً می‌توانید کاربران به اشتراک‌گذاری داستان‌های خود دعوت کنید؛ روشی پربازده که باعث می‌شود خیلی زود وایرال شوید!

 

مزایای بازاریابی ویروسی

 

۴ مزیت مهم بازاریابی ویروسی

یکی از ویژگی‌های نمونه‌های خوب بازاریابی ویروسی این است که به رشد سریع منجر می‌شوند و در مدت‌زمان کوتاهی، نام شما بر سر زبان‌ها می‌افتد.

ولی این تمام ماجرا نیست و یک استراتژی خوب برای وایرال مارکتینگ مزایای دیگری هم به دنبال دارد:

 

  • آگاهی از برند

اجرای درست کمپین، به رسانه‌ها دلیلی می‌دهد تا خبرهای برند شما را بدون پرداخت هزینه یا درخواست برای آن، پوشش دهند.

خود رسانه‌ها هم سعی می‌کنند موضوع‌های پرطرفدار را پوشش دهند تا از دیگر رقبا عقب نمانند. همین مسئله هم باعث می‌شود در انتقال پیام شما نقش داشته باشند.

 

  • کاهش هزینهٔ تبلیغات

ممکن است در ابتدا، کمپین به صرف هزینه نیاز داشته باشد (مثل مورد همکاری با اینفلوئنسرها)؛ ولی با جلب توجه مخاطبان، آن‌ها به‌شکل داوطلبانه و بدون هزینهٔ اضافه برای کسب‌وکار، مسئولیت انتشار پیام و انتقال آن به دیگران را برعهده می‌گیرند.

پس بازاریابی ویروسی نه‌تنها به افزایش آگاهی از برند منجر می‌شود، بلکه خیلی هم کم‌هزینه است.

 

  • جذب مشتری راغب

اغلب مردم به‌سمت موضوع‌های پرطرفدار کشیده می‌شوند تا بفهمند چرا به این حد محبوب شده است! همین موضوع هم باعث می‌شود خیلی زود به تعداد زیادی مشتری راغب دست پیدا کنید.

 

  • مقبولیت

آخرین و شاید مهم‌ترین مزیت بازاریابی ویروسی هم این است که کسی را مجبور نمی‌کند محصول را بخرد یا کار دیگری انجام دهد. تلاش می‌کند با ایجاد علاقه، مشتریان را به‌سمت برند بکشاند و خریدن یا نخریدن را برعهدهٔ خودشان می‌گذارد.

همین مسئله هم باعث می‌شود مخاطب سپر دفاعی خود را بالا نبرد و با رضایت کامل، در مسیر منتهی به شما گام بردارد.

 

چالش‌های بازاریابی ویروسی

 

  • فرآیند غیرقابل کنترل

وایرال مارکتینگ یک فرآیند غیرقابل کنترل است. هنگامی که محتوایی را به اشتراک می‌گذارید، نمی‌توانید بر روند انتشار آن مدیریت داشته باشید و حتی نمی‌دانید که محتوای شما در این فرآیند چه تغییراتی خواهد کرد. این موضوع مشابه ضرب‌المثل «یک کلاغ چهل کلاغ» است.

افراد مختلف ممکن است برداشت‌های متفاوتی از محتوای شما داشته باشند و اگر سوء‌تفاهمی پیش بیاید، نمی‌توانید از انتشار آن جلوگیری کنید. همچنین، قطعاً محتوای شما به افرادی می‌رسد که جزء جامعه هدف شما نیستند. بنابراین باید انتظار داشته باشید که برخی از بازخوردها یا درخواست‌های برقراری ارتباط از سوی کسانی باشد که انتظارش را نداشتید.

گاهی اوقات پیام شما به تعداد زیادی از افراد جامعه هدف‌تان نمی‌رسد و به سمت و سویی اشتباه منتقل می‌شود. بدین ترتیب، ممکن است نتیجه این تبلیغات نتواند مشتری‌های وفاداری را به سمت شما جلب کند.

 

  • نتایج غیرقابل سنج

همانطور که گفته شد فرآیند انتقال محتوا در بازاریابی ویروسی غیرقابل کنترل است. پس اینکه نتیجه آن و رفتار کاربران را بتوان بررسی کرد نیز به طور دقیق امکان‌پذیر نیست. نهایتا شما می‌توانید منتظر بازخورد کاربران باشید تا متوجه شوید که چه اتفاقی رخ داده است.

 

  • امکان ایجاد یک رشد پیش‌بینی نشده

فرض کنید همه چیز عالی پیش برود و محصول، خدمات یا ایده‌ شما به شدت دیده شود. در نتیجه آن مشتری‌های زیادی به سوی شما هجوم می‌آورند. آیا شما پیش از انجام این تبلیغات، این روند را پیش‌بینی کرده بودید؟ آیا قادر به پاسخ‌گویی به نیاز تعداد زیادی و پیش‌بینی نشده مخاطبان خود هستید؟

 

  • خطر ویروسی نشدن محتوا

ممکن است محتوای شما اصلا ویروسی نشود. بنابراین اهداف تبلیغات ویروسی شما با شکست مواجه خواهد شد. به همین دلیل است که در وایرال مارکتینگ بر سرمایه‌گذاری روی خلق محتوای عالی به شدت اصرار می‌شود.

اما نکته اینجاست که با وجود این معایب و نقاط کور، وایرال مارکتنیگ مزایایی دارد که شاید نتوانید به راحتی با خودتان کنار بیایید که به سراغش نروید.

 

8 نمونه بازاریابی ویروسی در ایران

اغلب کسب‌وکارهای ایرانی به‌خوبی به اهمیت بازاریابی ویروسی پی برده‌اند و می‌دانند تا چه حد، می‌تواند برای برند مفید و اثرگذار باشد.

همین مسئله هم به خلق نمونه‌های موفق و جذابی منجر شده است که در این بخش، ۸ نمونه را برای شما جدا کرده‌ایم

1. هلوشو بدم، لیموشو بدم (عالیس)

کمپین تبلیغات عالیس یک نمونه‌ بازاریابی ویروسی در ایران است که موفقیت زیادی کسب کرد. شوخ‌طبعی، صمیمیت و تناسب زیاد با برند و محصولاتش از دلایل این موفقیت بود.

عالیس در این تبلیغ، با لحنی طنزگونه، تنوع محصولات خود را به اطلاع مخاطب می‌رساند و با تکرار منظم پخش آن، به دیده‌شدن کمپین کمک بسیاری کرد.

 

2. بشقاب_آرزوها (پریل)

شرکت پریل در ماه رمضان، کمپینی برگزار کرد و در آن، از مردم خواست از سفره‌های افطار خود عکس بگیرند و در سایت بارگذاری کنند. پس از آنکه عکس‌ها به حدنصاب می‌رسید، پریل به کودکان نیازمند کمک می‌کرد.

سادگی شرکت در این کمپین و هدف خیرخواهانهٔ پریل، مردم را به شرکت در این چالش ترغیب می‌کرد.

تمرکز نداشتن بر نام پریل و برجسته‌نکردن آن به‌شکل تهاجمی، باعث شد پریل، به‌عنوان برندی قابل‌اعتماد و دوست‌داشتنی به قلب مردم رسوخ کند.

 

کمپین بشقاب آرزوها

 

3. پشتم گرمه (ایران رادیاتور)

یک خرس پشمالو که می‌گوید نوۀ عمو یادگار است، آمده تا سفیر تبلیغات ویروسی و پربینندۀ پکیج‌های دیواری ایران رادیاتور باشد.

این خرس که در یک فضای سرد برفی اسکی‌ می‌کند، بازیکن والیبال است و فوتبال هم بازی می‌کند، یک رادیاتور به پشت دارد و عبارت «پشتم گرمه» را تکرار می‌کند.

متناسب‌بودن تبلیغ با محصول، اجرا‌شدن در زمان مناسب (فضای جام‌جهانی و لیگ والیبال)، دوست‌داشتنی‌بودن شخصیت خرس و تبلیغات شهری موازی، از دلایل موفقیت این کمپین بود.

 

4. کجا برم؟ (مدرسان شریف)

– کلاس کجا برم؟

– مدرسان شریف

– کتاب چی بخرم؟

– مدرسان شریف

استفاده از تکنیک تکرار در تبلیغ مدرسان شریف و جواب‌دادن به نیازهای متفاوت و متنوع یک دانشجو با یک پاسخ ثابت، ضمن ایجاد یک چاشنی طنز، نام این برند را در ذهن مخاطب حک می‌کند؛ به‌شکلی که با گذشتن چند سال از زمان اجرای این کمپین برای اولین‌بار، این نام هنوز در ذهن بسیاری از مخاطبان هست.

 

5. بلندپروازی (علی‌بابا)

کمپین بلندپروازی علی‎بابا، به تعامل حداکثری مخاطبان نیاز داشت. آن‌ها باید از خود عکسی می‌گرفتند که در آن بال درآورده‌اند و بعد از پاسخ به یک سؤال، عکس خود را با همین هشتگ و تگ‌کردن چند حساب کاربری، در پیج اینستاگرام خود بارگذاری می‌کردند.


6. ازکی؟ (بیمه ازکی)

طنز، تکرار و تبلیغات هم‌زمان در بسترهای مختلف، از دلایل مهم موفقیت این کمپین بود. ضمن اینکه به‌ نظر می‌رسد نام ساده، پرکاربرد و خوش‌آوای این برند هم در اثرگذاری تبلیغات بی‌تأثیر نبوده است.

در این کمپین، سناریوی ویدئو به‎‌شکلی بود که با خلق موقعیت، بین مخاطب و تبلیغ ارتباط برقرار می‌کرد.

 

7. حالا ماه شدم (ببک)

یک تبلیغ انیمیشنی ساده، بدون استفاده از شعر و موسیقی برجسته، توانست با جملۀ سادۀ «حالا ماه شدم» توجه مخاطبان را جلب کند و سال‌ها در ذهن بماند

سادگی و صمیمیت این تبلیغ و القای این حس که با استفاده از کرم ببک، زیبایی شما به‌حد زیبایی ماه خواهد رسید، از دلایلی بود که این تبلیغ و برند را دوست‌داشتنی و به‌یادماندنی کرد.

 

8.هفت‌سالگی و جایزهٔ ۲ میلیونی (اسنپ)

اسنپ از کاربران خواسته تا با داستان‌سرایی یک تجربۀ مشترک خلق کنند و بعد از میان افرادی که در با آن‌ها تعامل کرده‌اند، به چندنفر جایزه می‌دهد. ترکیب دو تکنیک بازاریابی ویروسی، یعنی داستان‌سرایی و هدیه‌دادن با وایرال‌شدن این کمپین و تعامل زیاد مخاطبان همراه بود.

 

چند نمونه بازاریابی ویروسی در دنیا

1- Blendtec

استراتژی بازاریابی ویروسی Blendtec یک ضربه استادانه بود که این برند را به اوج شهرت رساند. مفهوم آن ساده اما جذاب بود: مدیرعامل Blendtec، تام دیکسون، اشیاء مختلفی از آیفون گرفته تا توپ گلف را در مخلوط‌کن می‌ریخت و قدرت این دستگاه را در ویدیوهای خود به نمایش می‌گذاشت. این ویدیوها با عنوان "آیا این را هم مخلوط می‌کند؟" به سرعت محبوب شدند و به صورت ویروسی پخش شدند.

یکی از عناصر کلیدی موفقیت کمپین Blendtec، توانایی آن در ایجاد محتوای قابل اشتراک‌گذاری بود. این ویدیوها با مخلوط کردن اشیاء غیرمنتظره و غیرمعمول، کنجکاوی بینندگان را برانگیخت و آن‌ها را سرگرم کرد. مردم از تماشای نابودی اشیاء روزمره توسط یک مخلوط‌کن لذت می‌بردند. این ویدیوها خنده‌دار و شوکه‌کننده بودند، بنابراین افراد زیادی آن‌ها را به اشتراک گذاشتند.

جنبه مهم دیگر کمپین Blendtec، اصالت آن بود. به جای تکیه صرف بر بازیگران یا مدل‌های حرفه‌ای، خود تام دیکسون، مدیرعامل، در ویدیوها حضور داشت. افزودن یک لمس شخصی به محتوا، آن را قابل‌ارتباط‌تر و واقعی‌تر کرد و ارتباط عمیقی با بینندگان برقرار کرد.

کمپین Blendtec همچنین از قدرت محتوای تولید شده توسط کاربر بهره برد. با افزایش محبوبیت ویدیوها، طرفداران شروع به ارسال پیشنهادات خود برای اشیایی که باید مخلوط شوند، کردند. Blendtec از این تعامل استقبال کرد و ایده‌های کاربران را در ویدیوهای آینده خود گنجاند. این نه تنها تعامل را افزایش داد، بلکه یک جامعه پیرامون برند ایجاد کرد.

Blendtec از طریق کمپین "آیا این را هم مخلوط می‌کند؟"، به اهداف بازاریابی ویروسی ارگانیک خود دست یافت. با استفاده از پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی، توانست به مخاطب گسترده‌ای دسترسی پیدا کند. این به آن‌ها کمک کرد تا آگاهی از برند را افزایش دهند، اعتماد ایجاد کنند و تعامل و تبدیل را افزایش دهند. خلاقیت، اصالت و طنز، رویکرد آن‌ها را منحصر به فرد و سرگرم‌کننده ساخت. این نشان می‌دهد که یک برند می‌تواند با یک کمپین بازاریابی ویروسی ارگانیک، تأثیر ماندگاری داشته باشد.

 

نمونه کمپین خارجی blendtec

 

 2-چالش سطل آب یخ 

چالش سطل آب یخ ALS در تابستان 2014 دنیا را تکان داد. در این کمپین بازاریابی ویروسی، افراد آب یخ را روی سر خود می‌ریختند و دیگران را به انجام همین کار یا کمک مالی به تحقیقات ALS دعوت می‌کردند. این کمپین به سرعت فراگیر شد و به یک پدیده جهانی تبدیل شد که میلیون‌ها دلار برای انجمن ALS جمع‌آوری کرد.

دلایل موفقیت این کمپین:

  • مفهوم جذاب و قابل اشتراک‌گذاری: چالش ساده و در عین حال جذاب بود و به راحتی می‌توانست در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شود.

  • تأثیر احساسی قوی: کمپین بر بیماری ALS، یک بیماری عصبی تحلیل‌برنده، تمرکز داشت. با به اشتراک گذاشتن داستان‌های شخصی و نشان دادن تأثیر این بیماری، احساسات مخاطبان را برانگیخت و آن‌ها را به مشارکت ترغیب کرد.

  • مشارکت سلبریتی‌ها: بسیاری از سلبریتی‌ها، از جمله بازیگران، ورزشکاران و موسیقی‌دانان، در این چالش شرکت کردند و ویدیوهای خود را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشتند. این امر باعث جلب توجه گسترده و تشویق دیگران به شرکت در چالش شد.

  • تقویت رسانه‌های اجتماعی: کمپین از قدرت رسانه‌های اجتماعی برای انتشار و اشتراک‌گذاری ویدیوها استفاده کرد. هشتگ #IceBucketChallenge به ابزاری قدرتمند برای ردیابی و اشتراک‌گذاری محتوا تبدیل شد.

  • فشار همسالان و رقابت: شرکت‌کنندگان دوستان، خانواده و همکاران خود را به چالش می‌کشیدند، که این امر باعث ایجاد حس رقابت و تشویق افراد بیشتری به شرکت در چالش شد.

  • عامل احساس خوب: شرکت در چالش، احساس خوبی به افراد می‌داد و آن‌ها را به انجام کاری مثبت و تأثیرگذار ترغیب می‌کرد.

  • درگیری جامعه: چالش سطل آب یخ باعث ایجاد حس همبستگی و مشارکت در جامعه شد. افراد احساس می‌کردند که بخشی از یک جنبش بزرگ‌تر هستند.

  • زمان‌بندی مناسب: چالش در تابستان، زمانی که مردم بیشتر در فضای باز بودند و به شبکه‌های اجتماعی دسترسی داشتند، انجام شد. این زمان‌بندی به افزایش سرعت انتشار چالش کمک کرد.

  • حمایت سازمان: انجمن ALS با ارائه منابع و راهنمایی به شرکت‌کنندگان، به تسهیل مشارکت مردم کمک کرد. حمایت و تبلیغ این انجمن، به گسترش چالش کمک کرد.

  • تأثیر مالی: چالش سطل آب یخ بیش از 220 میلیون دلار برای تحقیقات ALS در سراسر جهان جمع‌آوری کرد، که به پیشرفت‌های قابل توجهی در درمان و حمایت از بیماران مبتلا به این بیماری منجر شد.

چالش سطل آب یخ نمونه‌ای از یک کمپین بازاریابی ویروسی موفق است که با ترکیب عناصر خلاقانه، احساسی و اجتماعی، توانست به یک پدیده جهانی تبدیل شود. این کمپین نشان می‌دهد که با استفاده از ابزارهای رسانه‌های اجتماعی و مشارکت جامعه، می‌توان به نتایج قابل توجهی دست یافت.

 

3-کمپین "Breaking 2" نایک

تلاش نوآورانه‌ای برای شکستن مرزهای دویدن دو ساعته بود. هدف بلندپروازانه شکستن رکورد دو ساعت دویدن، دنیا را مجذوب خود کرد و تعهد نایک به نوآوری و برتری ورزشی را به نمایش گذاشت.

چه عواملی باعث موفقیت این کمپین شد؟

  • داستان الهام‌بخش: این کمپین بر داستان‌های الهام‌بخش سه دونده کلاس جهانی که در تلاش برای انجام غیرممکن بودند، تمرکز داشت. این موضوع با مخاطبان ارتباط برقرار کرد و آن‌ها را به تلاش برای اهداف خود ترغیب کرد.

  • محتوای باکیفیت: نایک ویدیوهای باکیفیت و مستنداتی تولید کرد که شدت و تعهد دونده‌ها را به تصویر می‌کشید. این محتوای بصری خیره‌کننده، بینندگان را جذب و مشتاق نگه داشت.

  • استفاده موثر از رسانه‌های اجتماعی: نایک از پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی برای ایجاد هیجان و جلب توجه استفاده کرد. با اشتراک‌گذاری تصاویر پشت صحنه، مصاحبه با ورزشکاران و به‌روزرسانی‌های لحظه‌ای، مخاطبان خود را درگیر و مشتاق نگه داشتند.

  • به‌روزرسانی‌های لحظه‌ای و رویدادهای زنده: نایک به‌روزرسانی‌های لحظه‌ای در مورد پیشرفت دونده‌ها ارائه می‌داد و حس انتظار و هیجان را در بین بینندگان ایجاد می‌کرد. آن‌ها همچنین رویدادهای زنده‌ای را برای گرد هم آوردن طرفداران و اشتراک‌گذاری تجربه تدارک دیدند.

  • حمایت سلبریتی‌ها: حضور ورزشکاران و سلبریتی‌های جهانی به کمپین اعتبار و هیجان بیشتری بخشید.

  • هویت قوی برند: کمپین کاملاً با هویت برند نایک همسو بود و بر نوآوری، عملکرد و تعقیب عظمت تأکید داشت.

با ترکیب این عناصر، نایک با موفقیت یک کمپین بازاریابی ویروسی ایجاد کرد که توجه میلیون‌ها نفر را به خود جلب کرد و جایگاه خود را به عنوان یک برند پیشرو در صنعت ورزش تثبیت کرد. کمپین "Breaking 2" نمونه‌ای قدرتمند از چگونگی استفاده از داستان‌سرایی، فناوری و رسانه‌های اجتماعی برای ایجاد تأثیر ماندگار است.

 

کمپین تبلیغاتی نایک nike

 

4-به اشتراک بگذار یک کوکاکولا

کمپین "به اشتراک بگذار یک کوکاکولا" کوکاکولا، نمونه‌ای عالی از چگونگی ویروسی شدن یک رویکرد بازاریابی شخصی‌سازی شده است. این کمپین هوشمندانه بود. کوکاکولا لوگوی خود را روی بطری‌ها و قوطی‌ها تغییر داد. اکنون، آن‌ها نام‌های محبوب و عبارات جذاب مانند "از یک کوکاکولا با [نام] لذت ببرید" یا "یک کوکاکولا با دوست خود بنوشید" را دارند. این لمس شخصی، محصول را قابل‌ارتباط‌تر کرده و حس ارتباط بین مصرف‌کنندگان ایجاد می‌کند.

 

چگونه بطری‌های شخصی‌سازی‌شده کوکاکولا ویروسی شدند؟

کمپین "Share a Coke" به سرعت محبوبیت پیدا کرد و به یک موفقیت ویروسی تبدیل شد. چند دلیل وجود دارد که باعث شد این کمپین به سرعت محبوب شود:

  • شخصی‌سازی: شخصی‌سازی باعث شد مصرف‌کنندگان احساس خاص بودن کنند و بیشتر تمایل داشته باشند بطری‌های کوکاکولای شخصی‌سازی شده خود را در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارند. مردم شروع به انتشار عکس‌هایی با بطری‌های کوکاکولای شخصی‌سازی شده خود کردند و این کمپین را به صورت ارگانیک گسترش دادند.

  • جلب توجه و تأیید اجتماعی: این کمپین به خواسته‌های مردم برای شناخته شدن و تأیید اجتماعی پاسخ داد. مردم می‌خواستند نام خود یا عزیزانشان را روی یک بطری کوکاکولا پیدا کنند و آن را در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارند. این باعث ایجاد هیجان و تعامل در اطراف کمپین شد و به موفقیت آن کمک کرد.

در نهایت، این کمپین با ترکیب خلاقیت و درک نیازهای مخاطب، توانست به یک موفقیت بزرگ تبدیل شود

در نهایت، این کمپین بر ایجاد حس ارتباط و جامعه تمرکز داشت. کمپین به مردم اجازه داد تا بطری‌های کوکاکولا را با دوستان یا عزیزان خود به اشتراک بگذارند و پیوند عاطفی برند را تقویت کنند. این امر باعث ایجاد یک ارتباط مثبت با کوکاکولا و افزایش وفاداری به برند شد. کمپین “Share a Coke” کوکاکولا نمونه‌ای عالی از چگونگی موفقیت یک کمپین بازاریابی ویروسی با شخصی‌سازی، رسانه‌های اجتماعی و ایجاد حس ارتباط است. کوکاکولا با این کمپین تأثیرگذاری ایجاد کرد که نیاز مصرف‌کنندگان به شناخت و جامعه را برآورده می‌کرد

 

کمپین کوکاکولا

 

5- استراتژی محتوای تولید شده توسط کاربر GoPro

GoPro با استراتژی محتوای تولید شده توسط کاربر، نحوه ضبط و اشتراک‌گذاری ماجراهای افراد را تغییر داده است. GoPro می‌داند که مشتریانش صرفاً مصرف‌کننده نیستند؛ بلکه خالقان محتوا هستند. آن‌ها با تشویق کاربران به ضبط و اشتراک‌گذاری تجربیات خود با دوربین‌های GoPro، از این پتانسیل خلاقانه استفاده می‌کنند.

GoPro با برنامه‌های "عکس روز" و "ویدئو روز" خود، تولید محتوا را تشویق می‌کند. این برند، محتوای ارسال‌شده توسط کاربران را در وب‌سایت و شبکه‌های اجتماعی خود تبلیغ می‌کند تا جامعه پرشور خود را بشناسد و به نمایش بگذارد. این امر کاربران را به ثبت تصاویر و فیلم‌های شگفت‌انگیز، ایجاد یک جامعه و الهام‌بخشیدن به دیگران برای پیوستن به جنبش GoPro ترغیب می‌کند

علاوه بر شناخت، GoPro با ارائه ابزارها و پلتفرم‌های لازم، از خلق محتوا حمایت می‌کند. اپلیکیشن موبایل GoPro به کاربران اجازه می‌دهد تا به راحتی فیلم‌های خود را ویرایش و مستقیماً از گوشی‌های هوشمند خود به اشتراک بگذارند. با تجربه کاربری ساده و بدون مانع، کاربران می‌توانند به راحتی ماجراجویی‌های خود را با دنیا به اشتراک بگذارند.

علاوه بر این، GoPro جوامع و انجمن‌های آنلاین را ایجاد کرده است که در آن کاربران می‌توانند با هم ارتباط برقرار کنند، از یکدیگر بیاموزند و الهام بگیرند. این پلتفرم‌ها به کاربران GoPro کمک می‌کنند تا ایده‌های خلاقانه، نکات و ترفندها برای استفاده از دوربین‌های خود را به اشتراک بگذارند و کشف کنند.

GoPro نه تنها به محتوای تولید شده توسط کاربر تکیه می‌کند، بلکه به طور فعال بهترین محتوا را گردآوری و تبلیغ می‌کند. این مشارکت به حفظ کیفیت بالای محتوا و ارائه دید بیشتر به کاربران کمک می‌کند.

GoPro محتوای تولید شده توسط کاربر را برای اهداف مختلفی از جمله کانال‌های رسانه‌های اجتماعی، وب‌سایت و کمپین‌های بازاریابی خود انتخاب می‌کند. GoPro ویدیوها و عکس‌های جذاب را انتخاب می‌کند تا یک تصویر ثابت از برند را حفظ کرده و پیام خود را به بینندگان منتقل کند.

GoPro با تأثیرگذارها و ورزشکاران حرفه‌ای که از دوربین‌های خود استفاده می‌کنند، همکاری می‌کند تا دامنه و تأثیر استراتژی UGC خود را گسترش دهد. با ایجاد این مشارکت‌ها، می‌توانند تأثیر محتوای تولید شده توسط کاربر را به میزان قابل توجهی افزایش داده و جایگاه GoPro را به عنوان یک گزینه قابل اعتماد برای حرفه‌ای‌ها و یک برند محبوب برای علاقه‌مندان تثبیت کنند.

علاوه بر این، GoPro تشویق به اشتراک‌گذاری محتوای تولید شده توسط کاربر فراتر از پلتفرم‌های خود می‌کند. این شرکت به طور فعال با کاربران در رسانه‌های اجتماعی تعامل داشته و محتوای آن‌ها را لایک، کامنت و دوباره به اشتراک می‌گذارد. تقویت پیوند بین برند و جامعه آن نیز باعث افزایش دید محتوای کاربران به مخاطبان گسترده‌تر می‌شود.

GoPro با ارائه ابزارها و پلتفرم‌ها، افراد را به تولید محتوا تشویق می‌کند. آن‌ها همچنین محتوای تولید شده توسط کاربر را گردآوری و تبلیغ می‌کنند و جامعه خود را درگیر و الهام‌بخش دیگران برای پیوستن به آن نگه می‌دارند. این امر به تقویت حضور برند در بازار کمک می‌کند.

 

 

 6- کمپین Airbnb

کمپین Airbnb با عنوان (Made Possible by Hosts) در سال ۲۰۲۱ میلادی با استفاده از محتوای ساخته‌شده توسط کاربران (UGC) در ویدیوی «برای همیشه جوان» (Forever Young) بسیار موفق اجرا شد. این ویدیو به سبک اسلایدشو، لحظات خوش‌گذرانی چند جوان را با هم در یک اقامتگاه ایربی‌این‌بی به نمایش می‌گذارد و عکس‌های سفر آن‌ها را با یک موسیقی متن احساسی ترکیب می‌کند.

محتوای ویدیو نه تنها با اشاره‌ای ظریف به تجربه Airbnb، اقامتگاه‌های شگفت‌انگیز و قابلیت‌های موجود در آن‌ها را برجسته‌تر می‌کند، بلکه به حس اجاره‌کنندگان هنگام رزرو نیز تمرکز می‌کند. این ویدیو بی‌کلام، مسافران را تشویق می‌کند تا سفرهای خودشان را با عنوان «به یاد اون آخر هفته بیفت» (Remember That Weekend) رزرو کنند. روی سخن این کمپین ویدئو مارکتینگ با ۱۷ میلیون بازدید، صاحب‌خانه‌ها و افرادی هستند که آن‌ها را اجاره می‌کنند.

 

7- کمپین Red Bull Stratos 

در دنیای بازاریابی دیجیتال، تعداد کمی از کمپین‌ها تأثیرات چندان ژرفی را مانند Red Bull Stratos ایجاد کرده‌اند. این کمپین نوآورانه نشان داد که چگونه ادغام بازاریابی دیجیتال، رسانه‌های اجتماعی و تبلیغات می‌تواند تجربه‌ای فراموش نشدنی را به وجود آورد.

در مرکز این ماموریت، کمپین Red Bull Stratos ساده اما جسورانه بود: شکستن دیوار صوتی با اجرای یک چتر باز اتریشی به نام فیلکس بومگارتنر، از فضا !! با این حال، آنچه کمپین را از دیگران متمایز کرد، نه تنها دستاورد فوق‌العاده ای بود،بلکه روشی بود که Red Bull از پلتفرم‌های دیجیتال برای تقویت دسترسی و جذب مخاطبان خود استفاده کرد.

Red Bull Stratos نماد انگیزه‌ی پیشروی در بازاریابی دیجیتال بود. با پخش زنده تمام رویداد بر روی پلتفرم‌هایی مانند YouTube، Facebook و Twitter، Red Bull توانایی اینترنت را به کار گرفت تا مخاطبان در سراسر جهان را جذب کند. این کمپین، خطوط مرزی بین تبلیغات سنتی و بازاریابی محتوا را از بین برد و پیام برند را به‌طور شگفت‌آوری با مخاطبان در میان گذاشت.

رسانه‌های اجتماعی نقش اساسی در موفقیت کمپین Red Bull Stratos داشتند. با استفاده استراتژیک از هشتگ‌ها، به‌روزرسانی‌های لحظه‌ای و محتوای تعاملی، Red Bull مخاطبان خود را به‌طور موثر جذب و به مشارکت فعال تشویق کرد. تماشاگران نه تنها مشاهده‌کنندگان غیر فعال نبودند؛ بلکه بخشی از تجربه این کمپین بودند و هیجان و پیش‌بینی خود را با دوستان و دنبال‌کنندگان خود در سراسر جهان به اشتراک می‌گذاشتند.

در پایان، کمپین Red Bull Stratos به‌عنوان یک شاهکار از قدرت تحول‌دهنده بازاریابی دیجیتال است. با بهره‌گیری از تأثیر رسانه‌های اجتماعی، خلاقیت تبلیغات و توانایی داستان‌سازی بازاریابی محتوا، Red Bull موفق شد که به‌نظر معکوس برسد و علامتی دائمی بر منظره بازاریابی بگذارد. در حالی که برندها به راهنمایی از درس‌های یادگرفته‌شده از Red Bull Stratos ادامه می‌دهند، این درس‌ها به‌عنوان یک راهنمای نوردهنده به ‌سوی استراتژی‌های بازاریابی نوآورانه و اثربخش خدمت می‌کنند.

 

کمپین تبلیغاتی redbull

 

8- کمپین Dove

برند زیبایی و مراقبت از پوست (Dove) یک کمپین بازاریابی دیجیتال با حضور زنان عادی راه‌اندازی کرد. از آنجایی که %70 از زنان واقعی در جامعه در تبلیغات احساسی دیده نمی‌شوند، این برند معتبر در سال ۲۰۱۹ پروژه Project #ShowUs را با هدف بهبود این وضعیت، اجرا کرد.

این پروژه، یک کمپین مبتنی بر گردآوری آرشیوگونه تصاویر مختلف از زنان واقعی بود. حتی داو برای اطمینان از حضور تمامی بانوان در تمام مراحل تولید محتوا، با جامعه‌ای از زنان خلاق به نام (Girlgaze) همکاری کرد.

امروز، پروژه #نمایش‌بده، بزرگ‌ترین آرشیو عکس‌های سهام ساخته‌شده توسط زنان در جهان است. بیش از ۱۰ هزار عکس در وب‌سایتGetty Images در دسترس هستند و این شرکت %10 از درآمد حاصل از فروش آن تصاویر را برای ادامه‌ی حمایت از پروژه اختصاص داد. این کمپین با واکنش %100مثبت نسبت به برند داو مواجه شد.

نکاتی کلیدی از رویکرد تاکتیکی کمپین #نمایش‌بده

 -هدف بزرگ‌تر را نشانه بگیرید.

گاهی‌ اوقات در بازاریابی دیجیتال، باید فراتر از برند خودتان فکر کنید و برای کمپین‌هایتان هدف بزرگ‌تری در نظر بگیرید.

 -با بازاریابی هوشمندانه به سراغ مسائل بروید.

صنعت شما با چه مشکلات بزرگی روبرو است؟ سراغ آن‌ها بروید و نشان دهید که درد مخاطب خود را می‌شنوید، می‌بینید و حس می‌کنید.

 -از تمامی اقوام و نژادها در کمپین استفاده کنید.

استفاده از مدل‌های فشن  و غیرواقعی و محصولاتی که به صورت دیجیتال «ایده‌آل» هستند در کمپین، شما را به نتیجه دلخواه‌تان نمی‌رساند. برای برقراری ارتباط با مخاطبان گسترده‌تر و عمیق‌تر کردن وفاداری به برند، از تصاویر متنوع استفاده کنید.

 -از طریق تصاویر داستان‌سرایی کنید.

یک تصویر می‌تواند به اندازه‌ی هزار کلمه حرف بزند. برای تاثیرگذاری بیشتر، روی چندرسانه‌ای (متن، تصویر، ویدئو و…) تکیه کنید.

Dove، برند محصولات زیبایی و مراقبت از پوست، کمپینی راه‌اندازی کرد که زنان عادی را نشان می‌داد. از آنجا که ۷۰ درصد از زنان احساس نمی‌کنند در تبلیغات اصلی نمایانده می‌شوند، Dove در سال ۲۰۱۹ پروژه #ShowUs را برای بهبود حضور تصویری زنان ایجاد کرد. امروز، پروژه #ShowUs بزرگ‌ترین کتابخانه عکس‌های زنان است. بیش از ۱۰,۰۰۰ عکس در Getty Images در دسترس است و ۱۰ درصد از درآمد آن به ادامه تأمین مالی پروژه اختصاص می‌یابد. این کمپین ۱۰۰ درصد بازخورد مثبت برند برای Dove به همراه داشت.

 

کمپین تبلیغاتی dove

 

جمع‌بندی

بازاریابی ویروسی می‌تواند به رشد کسب‌وکار شما کمک بسیاری کند. در این نوع بازاریابی همه چیز به مخاطبان بستگی داشته و با وجود آن‌هاست که این استراتژی می‌تواند موفق شود. وایرال مارکتینگ از روش‌های سنتی بازاریابی فاصله‌هایی داشته و به همین دلیل برای جذب جوانانی که زمان زیادی از روز را به گشت‌وگذار در اینترنت می‌پردازند، کمک بسیاری خواهد کرد.

 

این نوع از بازاریابی از انواع مختلفی تشکیل شده و دارای تکنیک‌های مختلفی است که با توجه به نوع کسب‌وکار می‌توان از هر کدام برای معروف‌تر شدن برند خود استفاده کرد. گفتنی است وایرال مارتینگ در کنار مزایای خوبی که دارد، از معایبی نیز برخوردار است که می‌تواند بازاریابی دیجیتال شما را مورد تهدید قرار دهد. در نتیجه لازم است قبل از شروع این استراتژی، همه چیز را به خوبی بررسی کرده و با توجه به پتانسیل برند خود، از این نوع بازاریابی بهره ببرید.

 

آیا تا به حال از بازاریابی ویروسی استفاده کرده‌اید؟ خوشحال می‌شویم تجربه خود را با ما در میان بگذارید.

ارسال دیدگاه

    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.