
- کمپین بازاریابی دیجیتال چیست؟
- کمپین بازاریابی دیجیتال در مقابل کمپین بازاریابی عادی
- 1. کمپین Volkswagen’s The No Show Room
- 2. کمپین Apple’s Pandemic-Era Work-from-Home Thing
- 3. کمپین Old Spice’s The Man Your Man Could Smell Like
- 4. کمپین Oreo’s social media campaigns
- 5. کمپین Always’ “Like a Girl” campaign
- مشاوره کسب و کار
- 6. کمپین Chipotle’s “Scarecrow” and “Back to the Start” videos
- 7. کمپین Airbnb’s user-generated content
- 8. کمپین Gillette’s “The Best Men Can Be”
- 9. کمپین American Express and Building Authority
- 10. کمپین Slack and Focusing on Solutions
- 11. کمپین Red Bull’s “Stratos” campaign
- 12. کمپین “Share a Coke”
- 13. کمپین Burger King “Whopped Detour”
- 14. کمپین Under Armour’s “I Will What I Want” campaign
- 15. کمپین Dollar Shave Club’s “Our Blades are F***ing Great” campaign
- 16. کمپین “Calling JohnMalkovich.com” campaign
- 17. کمپین Airbnb’s Barbie Malibu DreamHouse campaign
17 تا از بهترین کمپین های تبلیغاتی دنیا، موضوعی است که در این مطلب به آن میپردازیم. ما در آژانس تبلیغاتی صدای رسانه در مشهد دائما به دنبال آموختن و آنالیز کمپینهای مختلف حتی کمپینهای تبلیغاتی بینالمللی هستیم. اگر شما هم به این زمینه علاقه دارید حتما این مطلب را تا انتها مطالعه کنید.
در صورتی که شما هم به طراحی کمپین تبلیغاتی در زمینههای مختلف علاقه دارید، میتوانید صفر تا صد این خدمات را از مجموعه صدای رسانه که دارای تجربه و سابقه زیادی در این زمینه است بخواهید.
همین حالا برای ثبت مشاوره رایگان کلیک کنید!
کمپین بازاریابی دیجیتال چیست؟
کمپین بازاریابی دیجیتال یک برنامه راهبردی است که توسط بازاریابان برای رسیدن به هدف خاصی توسعه داده شده است. این کمپین میتواند به معنای هر چیزی از ایجاد هیجان در مورد راهاندازی محصول جدید تا ایجاد وفاداری نام تجاری در میان مصرفکنندگان باشد.
کمپین بازاریابی دیجیتال در مقابل کمپین بازاریابی عادی
کمپین بازاریابی دیجیتال بسیار متفاوت از یک کمپین سنتی است. تفاوت اصلی در این واقعیت نهفته است که یک کمپین بازاریابی دیجیتال نسبت به یک کمپین سنتی بیشتر تعاملی، پویا و پایدار است. این نوع کمپین بر روی ایجاد آگاهی از برند و بهبود حضور آنلاین یک کسبوکار خاص متمرکز است.
علاوه بر این، یک کمپین بازاریابی دیجیتال بسیار راحتتر از یک کمپین سنتی قابل اندازهگیری و بهینهسازی است. همچنین، از نظر هزینه مقرون به صرفه است و منابع کمتری نیاز دارد.
اول، یک کمپین بازاریابی دیجیتال به کسبوکارها فرصت بیشتری برای هدفگذاری گروههای خاصی از افراد را میدهد. به عنوان مثال، شما میتوانید جوانان، مردان، زنان و غیره را هدف قرار دهید، بسته به اینکه چه چیزی میخواهید به دست آورید.
دوم، یک کمپین بازاریابی دیجیتال به یک کسبوکار اجازه میدهد تا اعتماد مشتریان را جلب کند، زیرا شفافیت در مورد برند را ارائه میدهد.
سوم، یک کمپین بازاریابی دیجیتال به شرکتها کمک میکند تا نرخهای حفظ مشتری را بهبود بخشند، زیرا ردیابی اینکه آیا فردی سایت را بازدید کرده است یا خیر، آسان است.
1. کمپین Volkswagen’s The No Show Room
تعامل همیشه یک راه خوب برای رساندن کمپین بازاریابی دیجیتال شما به سطح بعدی است، که نه تنها برای مشتریان جذابتر میشود، بلکه به خاطر میآورند.
مشتریان ممکن است چیزی خندهدار، هیجانانگیز یا جذابی را که دیدهاند به یاد بیاورند - اما چیزی که در آن شرکت کردهاند یا تجربه کردهاند، بهتر به یاد میآید.
در این کمپین دیجیتال، ولکسواگن با تیم ملی اسکی سوئد همکاری کرد تا یک جستجو راهاندازی کند، که در آن نشانهها در تبلیغات آنها پنهان شده بود. این شرکت یکی از خودروهای Passat Alltrack خود را در عمق شمال یخزده سوئد “پنهان” کرد و اولین نفری که آن را پیدا می کرد، میتوانست آن را نگه دارد.
2. کمپین Apple’s Pandemic-Era Work-from-Home Thing
دوران ویروس کرونا باعث ایجاد یک سری کمپینهای بازاریابی دیجیتال جدید شد که حول واقعیت جدید ما طراحی شدند - دورانی که در آن از خانه کار میکنیم، مدرسه میرویم، بازی میکنیم و همه چیز را از خانه انجام میدهیم.
تبلیغات ویدیویی طولانی اپل به خوبی نشان میدهد که چقدر کار از خانه میتواند عجیب باشد، به ویژه زمانی که سعی میکنید یک تیم را برای یک پروژه جدید سازماندهی کنید.
3. کمپین Old Spice’s The Man Your Man Could Smell Like
این کمپین بازاریابی دیجیتال، که تا به امروز ادامه دارد، هنوز هم پادشاه خندهدار بازاریابی عجیب و غریب است. به نحوی، در نقطهای دقیقاً بین “عالی” و “کاملاً دیوانهوار” قرار دارد.
ویدیو اصلی که در حال حاضر ۵۲ میلیون بازدید در یوتیوب دارد، فقط شروع بود. پروفایلهای رسانههای اجتماعی، تبلیغات اضافی، شعار “Make a Smellmitment” در وبسایت آنها - همه با هم یک حضور دیجیتال یکپارچه را تشکیل میدهند. حتی Old Spice یک بازی Choose Your Own Adventure را در اینستاگرام ایجاد کرد، که این کمپین بازاریابی دیجیتال را به عنوان یکی از کمپینهای برند برای همیشه نشان میدهد.
4. کمپین Oreo’s social media campaigns
از سال 2013، اورئو در شبکههای اجتماعی حکمرانی کرد. یکی از دلایل موفقیت آنها، سرعت باورنکردنی است که برند توانسته توییتها، پستها، تصاویر و موارد دیگر را منتشر کند، شروع با توییت معروف “هنوز هم میتوانید در تاریکی غرق شوید” که در طول قطعی برق سوپربال 2013 ارسال شد. بر اساس گزارش AdAge، این توییت در عرض چند دقیقه طراحی، تهیه و تأیید شد.
5. کمپین Always’ “Like a Girl” campaign
آیا کسی هست که در طول این ویدیو اشک نریخته باشد؟ تبلیغات Always تلاشهای عظیم شرکت را برای آموزش اعتماد به نفس به دختران و زنان جوان از طریق روشهای مختلف آغاز کرد.
آنها با TED همکاری کردند تا مجموعهای از ویدیوهای آموزشی در مورد اعتماد به نفس ایجاد کنند که با معلمان و دانشآموزان در سراسر جهان به اشتراک گذاشته خواهد شد و حتی برنامه درسی اعتماد به نفس Always را ایجاد کردند که در سمینار اعتماد به نفس Always #LikeAGirl در سال 2014 رونمایی شد. در همین حال، شرکت به ارسال پیامهای کوتاه و الهامبخش از طریق هشتگ #LikeAGirl به عنوان بخشی از کمپین بازاریابی آنلاین ادامه داد.
انگیزشی، اصیل، با احتمال تغییر جهان: این یک پیروزی برای هر کمپین دیجیتال در کتاب ما است.
مشاوره کسب و کار
مشاوره کسب و کار یکی از مهمترین موضوعاتی است که شما در هر صنف و کسب و کاری که هستید باید به آن توجه کنید. این موضوع را به خاطر داشته باشید که مشاوره کسب و کار اگر به درستی انتخاب شود میتواند سطح کسب و کار شما را چند پله ارتقا بدهد. مشاوره کسب و کار صدای رسانه با یک جلسه رایگان مشاوره شروع میشود. پیشنهاد ما به شما این است که به هیچ عنوان این جلسه رایگان مشاوره را از دست ندهید.
6. کمپین Chipotle’s “Scarecrow” and “Back to the Start” videos
چیپوتل نه تنها با ارائه بوریتوهای بسیار خوشمزه، بلکه با قرار دادن تعهد خود به غذاهای سالم در اولویت اول بازاریابی خود شهرت کسب کرده است. این تعهد به نخستین بار به دنیا معرفی شد (حداقل به مقیاس بزرگ) در تبلیغات تلویزیونی نخستین بار آنها، یک تبلیغ انیمیشنی در سال 2012 که نشان میدهد یک کشاورز در مخالفت با سیستم دامداری کارخانهای قرار دارد و مزرعهاش را به اصول اولیه باز میگرداند - “انیمیشن بازگشت به اصول اولیه”.
ویدیو پاسخهای بزرگی را ایجاد کرد و چیپوتل را به طرفداران جدید و سفیران برند آنلاینی که با شعار “غذا با اصالت” چیپوتل ارتباط برقرار کردهاند، تبدیل کرد. آخرین تلاش برند در زمینه کمپینهای بازاریابی آنلاین، یک انیمیشن کوتاه به نام “The Scarecrow” است که بازی اجتماعی خود را ایجاد کرده است.
آیا احساس الهامگرفته برای رساندن کمپینهای دیجیتال خود به سطح بعدی میکنید؟
امروز با ما تماس بگیرید - ما عاشق شروع کمپین بازاریابی دیجیتال یا کمپین PR دیجیتال “بهترین همیشه” شما هستیم!
7. کمپین Airbnb’s user-generated content
Airbnb یکی از محبوبترین پلتفرمهای مهماننوازی در سراسر جهان است. موفقیت آن در قابلیت فراهم کردن دسترسی به تجربیات منحصر به فرد است؛ بگونهای که میتوانید در یک آپارتمان هنرمند در بروکلین یا در یک قلعه در اسکاتلند اقامت کنید.
Airbnb با استفاده از استراتژی تبلیغات دیجیتال خود بازار مهماننوازی را به هم ریخته است. تبلیغات آنها بر پایه محتوای تولید شده توسط کاربران مانند عکسها، ویدیوهای آموزشی و راهنماهای سفر متمرکز شده است. این موضوع به آنها کمک کرده است تا یکی از موفقترین شرکتها در جهان شوند .
8. کمپین Gillette’s “The Best Men Can Be”
در سال 2017، شرکت Gillette کمپینی به نام “بهترین مردان میتوانند” را راهاندازی کرد. شعار این کمپین ساده بود: “مردان در حال پیشرفت هستند. اما هنوز کارهایی برای انجام داریم.” تبلیغات نشان میدهند که چگونه مردان میتوانند بهتر عمل کنند. این تبلیغات شامل مثالهایی مانند “مردان مسئولیتپذیر” و “مردان به یکدیگر کمک میکنند” بود.
هدف از این کمپین مقابله با مسائلی مانند نژادپرستی و زورگویی بود. با این حال، تبلیغات نه تنها درباره تغییر نگرشها بودند، بلکه هدف آنها تغییر رفتارها نیز بود. بنابراین Gillette با Change the Terms و National Center for Women & Policing همکاری کرد تا #MyGilletteChallenge را راهاندازی کند. هدف از این کمپین تشویق مردان بود تا هر روز از این هشتگ استفاده کنند و در مورد اقداماتی که برای بهبود امنیت جهان انجام میدهند، صحبت کنند.
#MyGilletteChallenge یکی از محبوبترین هشتگها در توییتر شد. بیش از ۲ میلیون نفر در ماه اکتبر ۲۰۱۸ تنها از این هشتگ استفاده کردند.
9. کمپین American Express and Building Authority
در سال 2016، American Express یک اقدام بازاریابی محتوایی عمده را آغاز کرد تا خود را به عنوان یک منبع معتبر اطلاعات در مورد مالیات شخصی معرفی کند. برای این منظور، شرکت یک وبلاگ به نام Trends & Insights را راهاندازی کرد. هدف از این کمپین ارائه اطلاعات مفید به مصرفکنندگان بود، در حالی که به شرکت اعتباری به عنوان یک متخصص در این زمینه اعتبار میدهد.
این پروژه بسیار مهم بود. در پایان، شرکت از سال 1850 و تاریخچهای طولانی در ارائه محصولات و خدمات مالی به مشتریان برخوردار بود. بنابراین، باید اطمینان حاصل کند که مردم هنوز از وجود آن اطلاع دارند. و این شرکت میدانست که برای دستیابی به این هدف، باید به عنوان یک متخصص در این حوزه شناخته شود.
شرکت به HubSpot رجوع کرد تا برنامهای برای راهاندازی و تبلیغ وبلاگ خود توسعه دهد. تیم از سیستم مدیریت محتوا (CMS) HubSpot، Sitefinity CMS و ابزارهای تجزیه و تحلیل استفاده کرد تا یک قالب ایجاد کند که به آنها امکان مدیریت آسان محتوا در سایت را میدهد. سپس، یک صفحه فرود را ایجاد کردند که شامل تماسهایی برای مشاهده موضوعاتی مانند کارتهای اعتباری، وامهای کسبوکار کوچک و موارد دیگر بود.
10. کمپین Slack and Focusing on Solutions
Slack، علاوه بر شرکت نرم افزاری، رهبر بازار نیز شده است. رقیب اصلی آن، Microsoft Teams، یک محصول مشابه ارائه شده توسط شرکت مایکروسافت است. هر دو محصول به منظور کمک به تیمها در همکاری بهتر طراحی شدهاند. با این حال، Slack بیش از یک ابزار همکاری است.
شرکت میداند که اگر میخواهد موفق شود، باید یک پیشنهاد ارزشی منحصر به فرد ارائه دهد. به همین منظور، Slack تعدادی ویژگی توسعه داده است که آن را از رقبا متمایز میکند. به عنوان مثال، Slack قادر است ارتباطات به صورت زمان واقعی ارائه دهد. این ویژگی به کارمندان اجازه میدهد پیامها را به صورت مستقیم به یکدیگر ارسال کنند. یک تفاوت مهم دیگر این است که Slack نیازی به نصب هیچ چیزی بر روی کامپیوترهای کاربران ندارد. به جای آن، Slack از طریق مرورگرهای وب به ابر متصل میشود.
این رویکرد باعث میشود Slack برای استفاده بسیار آسان باشد. کارمندان میتوانند در هر کجا، حتی در سفر، به آن دسترسی داشته باشند. علاوه بر این، Slack کاملاً قابل تنظیم است. کاربران میتوانند ظاهر برنامه را تغییر دهند.
تمام این دلایل Slack را به عنوان یک نمونه قدرتمند از بازاریابی دیجیتال 2.0 نشان میدهد. در واقع، Slack نمونه خوبی از این است که چگونه برندهای سنتی میتوانند به نیازهای متغییر مشتریان پاسخ دهند.
11. کمپین Red Bull’s “Stratos” campaign
کمپین “استراتوس” Red Bull در سال 2012 یک پروژه جاهطلبانه بود که شامل حمایت از پرش فضایی شکستن رکورد جهانی توسط Felix Baumgartner بود. این کمپین باعث ایجاد هیجان و توجه رسانهای زیادی شد، با 8 میلیون بیننده به صورت زنده و بیش از 50 میلیون بازدید در 48 ساعت اول. این یک کلاس تجربه در بازاریابی رویداد و خلق محتوا بود، زیرا Red Bull تمام رویداد را، از آمادهسازیها تا خود پرش، ضبط کرد و آن را به داستانی جذاب و هیجانانگیز تبدیل کرد که در سراسر جهان به اشتراک گذاشته شد. این کمپین نه تنها به تثبیت جایگاه Red Bull به عنوان یک رهبر در ورزشهای افراطی کمک کرد، بلکه به ایجاد برندی کمک کرد که حاضر به ریسک کردن و گسترش مرزها است.
12. کمپین “Share a Coke”
کمپین “به اشتراکگذاری یک کوکاکولا” در سال 2013 یک کمپین ساده اما مؤثر بود که در آن لوگوی برند روی بطریهای خود را با نامهای محبوبی مانند “سارا” یا “مایک” جایگزین کردند و مصرفکنندگان را تشویق کردند تا نام خود یا نام یک دوست را پیدا کنند. این کمپین به افزایش فروش و شخصیسازی با مصرفکننده کمک کرد. با شخصیتر کردن محصول و مرتبطتر کردن آن با مصرفکننده فردی، کوکاکولا توانست به احساسات مردم دست یابد و حس نوستالژی و ارتباط با برند را ایجاد کند. این کمپین بسیار موفق بود و در نهایت در بیش از 80 کشور در سراسر جهان اجرا شد. این یک نمونه عالی از این بود که چگونه یک تغییر کوچک در محصول میتواند تأثیر بزرگی بر تعامل مصرفکننده و فروش داشته باشد.
13. کمپین Burger King “Whopped Detour”
کمپین “Whopper Detour” یک استراتژی بازاریابی هوشمندانه بود که یک برگر Whopper را به قیمت یک سنت به مشتریانی پیشنهاد میکرد که سفارش خود را از طریق اپلیکیشن Burger King در حالی که در فاصله 600 پایی (حدود 183 متر) از یک شعبه McDonald’s قرار داشتند، ثبت میکردند. با استفاده از فناوری مکانیابی، Burger King توانست مشتریان McDonald’s را هدف قرار دهد و دلیل متقاعدکنندهای برای امتحان کردن Burger King به جای آن ارائه دهد. این کمپین در شبکههای اجتماعی و رسانههای خبری سر و صدای زیادی ایجاد کرد، ترافیک را به سمت شعب Burger King هدایت کرد و فروش را افزایش داد.
14. کمپین Under Armour’s “I Will What I Want” campaign
کمپین “I Will What I Want” یک استراتژی بازاریابی قدرتمند بود که به ورزشکاران زن و داستانهایشان از پشتکار و تصمیمگیری متمرکز شده بود. این کمپین تبلیغاتی را به نمایش گذاشت که Misty Copeland، یک رقاص باله که در مسیر تبدیل شدن به یک رقاص حرفهای با موانع زیادی روبرو شده بود، نشان میدهد. همچنین، این کمپین شامل Gisele Bundchen، یک مدل و مادر که به خاطر توانایی ورزشیاش مورد انتقاد قرار گرفته بود، نیز بود. پیام اصلی این کمپین این بود که زنان میتوانند هر مانعی را پشت سر بگذارند و به اهداف خود دست یابند، و این کمپین با مصرفکنندگان در تمام دستههای جنسیتی و سنی ارتباط برقرار کرد. این کمپین به تثبیت موقعیت Under Armour به عنوان یک برندی که زنان را حمایت میکند و قدرت میدهد کمک کرد.
15. کمپین Dollar Shave Club’s “Our Blades are F***ing Great” campaign
کمپین “تیغههای ما عالیاند” یک استراتژی بازاریابی جسورانه بود که خدمات اشتراکی Dollar Shave Club را به مصرفکنندگان معرفی کرد. این کمپین شامل یک ویدیوی شوخی بازی بود که با بازی موسس شرکت، Michael Dubin، به نمایش گذاشته شد و مزایای خدمات شرکت را به شیوهای زیرکانه و بیادبانه ارائه داد. این ویدیو به زودی وایرال شد و میلیونها بازدید در YouTube داشت، کمک کرد تا Dollar Shave Club به عنوان یک نیروی تاثیر گذار در صنعت آرایش مردانه شناخته شود.
16. کمپین “Calling JohnMalkovich.com” campaign
کمپین “Calling JohnMalkovich.com” از Squarespace یک استراتژی بازاریابی هوشمندانه بود که سهولت استفاده و تواناییهای ساخت وبسایت را به نمایش گذاشت. این کمپین شامل یک تبلیغ در Super Bowl بود که در آن بازیگر John Malkovich تلاش میکند تا نام خود را به عنوان یک دامنه ثبت کند، فقط برای اینکه متوجه شود که قبلاً توسط یک کاربر Squarespace گرفته شده است. این تبلیغ سرگرمکننده و به یادماندنی بود، بازتاب قابل توجهی در شبکههای اجتماعی ایجاد کرد و به تثبیت Squarespace به عنوان یک پلتفرم کاربرپسند برای ایجاد وبسایتها کمک کرد. این کمپین به دلیل اینکه محصول شرکت را به شیوهای طنزآمیز و قابل ارتباط نشان داد، با مصرفکنندگان ارتباط برقرار کرد، همچنین اهمیت داشتن یک وبسایت در عصر دیجیتال امروزی را برجسته کرد.
17. کمپین Airbnb’s Barbie Malibu DreamHouse campaign
تصور کنید: حالا میتوانید در یک “خانه رویایی باربی” واقعی و اندازه انسان اقامت کنید! این یک رویای شیرین برای کسانی است که خاطرات عزیزی از باربی در گذشته دارند و همچنین قلب نسلهای جدید را به دست آورده است. در یک حرکت بازاریابی درخشان، Airbnb و باربی با هم متحد شدند تا یک تجربه فراموشنشدنی ارائه دهند - اقامت در یک عمارت روشن صورتی واقع در کالیفرنیا.
این همکاری همه چیز درباره ایجاد یک تجربه فراموشنشدنی بود که حس انحصار و میل را برمیانگیزد. عمارت صورتی پر جنب و جوش به سرعت وایرال شد و مردم را در تمام سنین و نسلها مجذوب خود کرد. این کمپین از نوستالژی و ارتباطات عاطفی که مردم با عروسک دارند بهره برد و منجر به تبلیغات دهان به دهان طبیعی و گستردهای شد که هیجان زیادی برای فیلم باربی آینده ایجاد کرد. این شراکت به یک برد-برد برای هر دو Airbnb و کمپین بازاریابی فیلم تبدیل شد، به آنها اجازه داد تا مخاطبان گستردهتری را جذب کنند و از محبوبیت یکدیگر لذت ببرند.
هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.